امروز یه جمله ی قصار به شوخی بهت گفتم که خودم ازش خوشم اومد! گفتم "جوجو تو نافت رو با داف بستن؟!!"
حالا بگذریم که می دونم این حرف واقعن در موردت دیگه صدق نمی کنه ها! بنا به دلایلی اینو بهت گفتم . تو هم کلی خندیدی!!
** دختره ی پررو اومده برات کامنت گذاشته که وای نمی دونم چرا عکستونو نمی ذارین تو وبلاگ و از این حرفا!!
منم رفتم تو وبلاگش دیدم از این تین ایجراست که کاری ندارن جز فضولی در مورد هنرمندهای مردمی(!) براش کامنت گذاشتم: "تو مگه کار و زندگی نداری؟ برو سر درس و مشقت کوچولو! این قدرم تو زندگی خصوصی دیگران سرک نکش!!"
قبلش هم اومدم و مراتب اعتراض خودمو در مورد این کامنت اون دختره در یادداشتی به تو ابراز کردم! نگو توی مارمولک اول می ری کامنت من رو واسه خودت می بینی بعد می ری تو وبلاگ دختره و کامنت بی نام و نشان منو می بینی و... می فهمی کار، کار خودمه!
این جوری شد که وقتی داشتم سر کار عرق جبین می ریختم ( هر چند این رییس دیوانه ی ما تو این هوای خنک هم کولر گازیشو خاموش نمی کنه و ما اون جا تقریبن پالتو می پوشیم و بازم از سرما سر درد می گیریم!!) یهو یه اس ام اس ازت رسید به این مضمون که: "عاشقتم!!"
می دونستم هر وقت یه گندی میزنم و یا یه جمله قصار می گم تو اینو بهم می گی!!
نوشتم:" ای جانم!! قربونت برم الهی باز چه گندی زدم؟!!"
نوشتی :"کامنتت!!"
و این جوری شد که کلی خجالت کشیدم!! بعدشم که زنگ زدی و با خنده گفتی:" آخه آفتاب خجالت بکش!! تو به یه دختر تین ایجر هم گیر می دی؟!! آخه اینم حسودی داره حسود ترین دختر دنیا؟!!"
حالا هرچی من می گم کار من نبوده تو که باور نمی کنی!! خوب کارِ من نبوده دیگه!!
در ضمن چه فرقی می کنه؟! دختر دختره دیگه!
:)
وبلاگتون زیباست
ااااااااخ دلم باز شد
باز همون حال و هواها که داشت دیگه از یادم میرفت
بامزه اس انقدر جوجوت حواسش بهت هست
و بامزه تر که ناراحت نمیشه
و یه چیز جالب
از کی بهت میگه عاشقتم؟ وااااااااااای دلم تنگ شده بود
خوبه که هستی
خیلی خوبه
دلش ضعف میره واسه همین حسودیات . مطمئن باش !
خوشم می آد خودش دستش اومده دیگه
در ضمن تو حسود نیستی! به جون خودم!
به نظر من برخوردت نسبت به اون دختره طبیعی بوده و نباید از اینکارت پیش جوجوت خجالت زده بشی چون جوجو سهم تواِ از زندگی و نباید برای نگهداری سهمت هیچ جا کوتاه بیا.البته یه خورده حوصله کردن لازمه و بهتر جواب می ده.
می دونم خودت بهتر از من اینچیزا رو می دونی آفتاب عزیزم فقط خواستم یادت بندازم.مااااااااااااااااااچ
میگم تا حالا فک کردی اگه مرد بودی از اون غیرتیای سیبیل کلفت میشدی که یه لنگم از گردنشون آویزونه ؟ :))))))
به به ! پس این مدت که در غیبت بودی خانوم خانوما مشغول جملات قصار بودی ؛)
میدونی آفتاب به نظر من پسرها و صد البته جوجوی تو با اینکه نسبت به این حساسیت ها مثلن شاکی هستن و دلخور میشن و تذکر میدن ولی ته دلشون حسابی کیف می کنن و لذت میبرن ،جنس پسراست دیگه اونم وقتی ببینن یکی اینطوری عاشق باشه ،تازه تین ایجر که خوبه بزرگه گاهی آدم به بچه های کوچولو هم حسودی میکنه
این قدر به این بنده خدا سخت نگیر
من جای تو بودم بهش سخت نمیگرفتم
وقتی میدونی دوست داره نباید تو زندگیش تجسس کنی
من تجربشو داشتم زیاد کاراگاه بازی دراوردم زیاد سرش دادو بی داد کردم اون هم کم کم بعضی چیزا رو به من نمیگفت تقصیر خودم بود
خودم باعث شدم اگه دختری رو میبینه یا کسی باهاش حرف میزنه به من نگه یادم اون قبلا هر چی مشود میگفت ولی چون من هی اظهار نظر میکردم دیگه الان خیلیش و نمیگه...از این بابت ناراحتم
آره عزیزم می دونم درست می گی..ولی باور می کنی دست خودم نیست؟ نمی دونم چرا انگار می خوام خیال خودمو راحت کنم !!می دونم کارم اشتباهه...متاسفانه اونم الان خیلی از اتفاقایی رو که میفته نمی گه..مشکل منم همینه خوب! اگه مثل آدم بگه که چیزی بهش نمی گم تازه تشویقشم می کنم!!
مرسی که اومدی و بی تقاوت رد نشدی...
؛در ضمن چه فرقی می کنه؟! دختر دختره دیگه!؛
اینم یه جمله قصار دیگه!
میدونی آفتاب جون! من خیلی وقته که میخونمت! هرچند توی لیست دوستات نبودم اما همیشه دنبالت میکردم! یادمه اولین بار که بلاگت رو باز کردم تا صبح نشستم و آرشیوت رو خوندم،تا چندروز فقط کارم آرشیو خوندن تو بود! شخصیتت توی دوست داشتن یه نفر واقعن منحصربفرده! اون اوایل فکر میکردم نهایتن ۲۰ ساله ای ولی وقتی سنت رو فهمیدم اینقدر بهت حسرت خوردم که اینقدر زیبا و عاشقی که خدا میدونه! همیشه کیف می کردم از خوندن دل نگرانیهات ، دلشوره هات، گریه هات همه چیییییییییی واقعن یه دونه ای آفتاب، آفتاب من با خوندن تو نگاهم به عشق به کسی که دوسش دارم واقعن فرق کرد! و واقعن ازت ممنونم که چشم من رو به روی دوست داشتن باز کردی
کاش بلاگ اسکای خصوصی و شکلک هم داشت (آیکون نگران)
آره ، اشتباه نمیکنی ، باز منو با اون اسم صدا کردی D: ولی منو اونی که گفتی یکی نیستیم D: X:
سلام دندم نرم دوباره میخونم!
اغراق نیست خانومی! تو و عشق تو واقعن برای من بزرگین! خیلی چیزا ازت یاد گرفتم! مرسیییییییییییی می بوسمت
سیلام به آفتاب خانوم حسود :دی
اینبار کاری کردم که هیچ راه برگشتی نمانده گند زدن که جای خود داره
به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد
عجباااااااااااااااااااا
خب راست میگه.به این تین ایجرها هم گیر میدی؟
سلام
برخوردت با حال بود!
می دونی؟ منم اگه بودم شاید همین کارو می کردم.
اما یادتم نره که پیام های اینترنتی زیادم مهم نیستند....
مرسی که ازم تعریف کردی!
مواظب خودت باش
یه کم هم بیشتر احتیاط کن عزیزم.
بوس( عا دت کرده بودیم به آیکون های بلاگفا! )
آفتاب جون تو کامنت دونی قبلی اونکه نزدیک بود کتکش بزنی من بودم. حالا اسم نداشت نباید بزنی که :دی
منظورم از ناموسم آدرس وبلاگ بچه ها بود عزیزم..
کیس کیس
ای وای ساناز!! من که نزدم!! پرسیدم شما؟! همین! نمی دونم تو و جوجو چرا منو اصلن درک نمی کنین!!
عزیزم خوب من اونارو تایید کردم که! تازه اگه همشونو لینک کنم که دیگه همه می بینن !! چیش سکرت بود؟!!
ولی باشه چون تو می گی حذفش می کنم! امیدوارم دیر نشده باشه!
در ضمن دلم برات تنگ شده :-(
سلاااااااااااااام آفتاب جون
خوبی عزیزم؟
وبلاگت مبارک! ببخشید دیر تبریک گفتم. نمی دونستم وبلاگ درست کردی. از سیب من پیدات کردم.
بعضی وقتا این جملات قصار لازمه!
راستی. اگه دوست داشتی باز لینکت کنم بگو با چه اسمی.
آدرستو عوض کردم. اما اسمتو نه. فکر کردم شاید نخوای همه آدرس جدیدتو داشته باشن ::(
من و دل اما نشستیم چشم به راهت لب دریا ...
این تین ایجرا انقدر رو اعصاب منن!
آفتاب جونم نگران نشو چون من تو اولین سرچ عکس سنگ ( چه جمله ای) این عکس و دیدم و چون به نظرم به تم وبلاگم میومد و مال ماه آبان بود دیگه بیشتر سرچ نکردم . پس خیلی موثق نیست
خودم تو جواهری و اینا که سنگ آبان و دیدم اسم سختی هم داشت رنگش زرد تیره بود که یکمی نارنجی و اینا میزد
راستی تفلد جوجو ۱۴ آبان بود نه؟ ۶۲؟ بیا تعریف کن واسش چی میگیری عجیجم
میبینی چه خوب یادمه آخه خودم ۱۳ آبان همین سالم
سلام به بی معرفت ترین آفتاب
بالاخره پیدات کردم. آفتاب دلم واقعاْ برات تنگ شده بود. خیلی بی معرفتی. یه وقت یاد دوستات نکنی ها. به خدا همش تو فکرت بودم. نگرانت شده بودم. قرار آدرش وبلاگ جدیدت رو بدی. اینه رسم رفاقت. اما من از تو پرروتر بودم. پیدات کردم.
دوست دارم
عشق منی آفتاب
چقدر دلم برای نوشتههات تنگ شده بود.
با همه بی معرفتیت دوستت دارم.
سلام آفتاب جونم.خوبی عزیزم؟
چرا تو انقد حساسی دختر؟ البته یکی نیست به خودم بگه (نیشخند)
زیادی حساس نباش در مورد این جور کامنت ها...ما دخترا حار نیستیم عشق کسی رو بدزدیم تا خوش باشیم.بیشتر با خوشبختی اونها خوشبختیم...
می بوسمت خانومی :*
شوخی کردم بابااااااااااا :))
منظورم این بود که هرکدومو می خوای بردار بقیشو نذار چمیدونم بعضیا اخلاقای عجیب غریب دارن شاید دوست نداشته باشن دیگه..
منم دلم برات تنگ شدههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه :*
وای چقد خوشحال شدم از اینکه یه زمانی شما تیچر بودید!
این روزا واقعا کلافه ام یکسالی میشه که دارم میرم کلاس زبان ولی اسپیکینگم در حد افتضاحه!
به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد
به چیزهای مهمتر فکر کن
به چیزهای مهمتر فکر کن
به چیزهای مهمتر فکر کن
به چیزهای مهمتر فکر کن
نمیدونستم چه جوری میشه خصوصی گذاشت اما وقتی دیدم که بعد از تایید کامنت ها رو میذلری خیالم راحت شد
آرزو جان
دل به اندازه دنیا پره.
این پستمم حال و روز خودمه.
اون دوستی که آخرش نوشتم وجود خارجی نداره.
آفتاب...یه کمی هم به من بتاب
سلام گلم
قربون خودت و جملات قصارت برم من
چه خوب شد که برگشتی تولد تو هم مبارک گل پاییزی من و البته جوجو
بی معرفت دوست داشتنی ... ردت رو باید از وبلاگ این و اون بزنم؟؟ خودم رو کشتم وقتی دیدم نیستی سر جات... کلی غصه خوردم... ولی شیرینی الان که پیدات کردم دوباره می ارزید به سختی اون روزها... دلم جدی جدی بد جوری تنگت شده بود...
سلام
آره. این جاها آیکون نداره. ولی چه کنیم؟
ما ایرانیا در به دریم دیگه!
بوس!
به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد
چرا این بلاگ اسکای آیکن نداره؟من میخوام شکلک بذارم.نمیشه....
من دلم گرفته.
اینو تایید نکن.
فقط بدون
دومس جون گلم مگه میشه تو تفلد جوجوت یادت بره؟؟؟؟؟؟ عمرا
- پس این سنگا به نظر سرکاری میاد نه :)
سلام عزیز دل من
نمی دونی چقدر خوشحالم که پیدات کردم. آفتاب دیشب خواب دیدم که توی دنیا واقعیت هم پیدات کردم. دوست داشتنی بودی.
از جوجو هم کم و بیش خبر دارم. با منشی دفترش که یه زن شوهر داره دوست شده. خیلی عوض شده آفتاب. وقتی دوستام که پیشش کار می کنن ازش حرف می زنن باورم نمیشه همون جوجوی مظلوم منه. پدرش هم توی شرکتمون تنزل پیدا کرد و دیگه عضو هیئت مدیره نیست.
من هم که اگه خدا بخواد دارم سر و سامون میگیرم. دوست پسر ۳ سال پیشم برگشت و دوباره ارتباطمون شکل گرفت. پسر خوب و آیندهداریه. از همه مهمتر این که خونوادش خیلی خوبن و بیشتر از خودش من رو دوست دارن. زودتر از اونی که فکر میکردم کارمون به ازدواج رسید. الان هم داریم دنبال خونه میگردیم. ایشالا خونه رو بخریم عقد میکنیم. نمیدونم سرنوشت چطوری من رو به اینجا رسوند.
هنوزم دلم برای جوجوی خودم تنگ میشه. می دونم هیچ وقت هیچ کس جای اونو برام پر نمیکنه حتی خودش...
دوستت دارم آفتاب. تو واقعاْ بهم آرامش میدی.
کجایی آفتاب جونم . نمی خوای عسکمو ببینی؟ :)
سلام خوشکلم
ای جونم منم میگم عاشقتم
عاشق خودتو اون کارای قشنگت
حرف حق تلخه عسل بانو
دختر دختره
تین ایجرو و غیره هم نداره
جوجوخان گل هم باید بدونه که اگر آدم کسی رو دوست داشت حسودی میکنه
مگه ماها مثلآ واسه پسرای غریبه هم حسودی میکنیم
دهه چه معنی میده اصلا
گل بانو خیلی دوستت دارم
مراقب دل مهربونت باش
شادی و سلامتی و آرامش بینهایت از خدای مهربانم برایت آرزومندم
در پناه دوست باشی
سلام از وبلاگ تینا اومدم اینجا. تمام ارشیوتو خوندم یه نفس. بابا تو دیگه کی هستی چه دل بزرگی داری.
حق کسی که با عشق همه چیشو در اختیار یکی قرار میده اینه؟
نه.نیستم!
تو خوبی؟ اوضاع رو به راهه؟
دلم برات تنگ شده عزیزم :*
واییییییی سلاممممممممم افتاب واقعا خودتیییییییییییی خیلی خیلی بی معرفتی ادرستو از وب تینا پیدا کردم مگه قرار نبود ادرس جدیدتو به ما بدی بی معرفت به این زودی مارو فراموش کردی ولی خوشحالم حالت خوفه بهم سر بزن
سلام خانمی. شرمنده به خدا که اومدی و هیچی نتونستی بخونی. اینجا نمیشه پیام خصوصی بزارم؟؟؟ اومدم که برات رمز بزارم. وای که از بد این زمونه در همه چی رو باید یه قفل گنده گذاشت.
کجایی ؟ بیا بتاب که دلمان گرفته..
راستی خانمی یادم رفت بگم من لینکت کردم
حالا چرا بداخلاق میشی هه حالا عیب نداره از این به بعد با معرفت باش هه راستی من اگه از خونه اپ کنم نمیتونم فونتمو عوض کنم اخه مرور گرم خرابه با فایرفاکسم که نمیشه عوض کرد بلاگفاست دیگه مارو فراموش نکن دیگه ام ادرسمو گم نکم
آفتاب جونی کجایی پس؟؟؟ امروز تولد بود؟؟ وای تولد خودتم تبریک نگفتم
یه عالمه مبارک باشه واست
وای آفتاب من چقدر گیجم !!! الان یهویی فهمیدم که مهره!! و من با آبان اشتباه گرفتم و فکر کردم که تولد تو گذشته و امروز تولد جوجوئه!!! وای خداوندا که چقدر گیجم و خوشحال!!!!
اییییییییی قربونت برم با اون کامنت گذاشتنت
کشتی این بشرو که عزیزم دلم
حق داشت بیچاره خب
کلی خندیدم خیلی باحال بود
اما کعبه ته دلت خونه؟ ازش دلگیری؟ کامنتت اینه میگه که ازش عصبانی هستی
میبوسمت گلم
امیدوارم حاقل بین شما دو تا همه چی خوب باشه
سلام آفتاب مهربونم
حالا هم که پیدات کردیم باید انتظار بکشم که آپ کنی. آخه این چه رسمیه؟ هان ؟